خرید بک لینک
آن جا که در زندگیت میفهمی که ظاهر زندگی هیچکس را با باطن زندگی خودت مقایسه نکنی، آن جا که دست از رقابت های ناسالم زندگیت بکشی، فرق نمیکند دیگر سن و سالت چقدر است، از همان سن میفهمی سختی ها، شکست های دیگران را به راحتی نمیتوان قضاوت کرد، نمیشود ترازوی برداشت و زندگی درونش گذاشت و وزن کرد موفقیت ها و

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 18:28

عشق واژه ایست که براى هرکس یک جور تعریف میشود، یکی عشقش را تنها همان نیمه گمشده تعبیر میکند و یکى عشق را در تک تک لحظه ها و ثانیه هاى عمرش حس میکند، وقتى درون لبخند مادرش عشق میبیند، در آغوش پدرش گم میشود، در حرف ها و درددل هاى دوستان و رفیقانش روح و روانش را تر وتازه میکند و وقتى با خواهر یا برادر

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 18:28

دلم میخواست یکى باشد که مرا کوچه کوچه بلد باشد، کسى که هرچقدر هم که من خودم را دست کم بگیرم، هرچقدر هم که گاهى از خودم خسته شوم و دیگر خودم را دوست نداشته باشم، باز هم فکر و ذکرش آن باشد که دوستم داشته باشد، که وقتى من بیش از اندازه فروتنى میکنم و به او بها میدهم هوا و هوس برش ندارد و باز هم برایش

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 18:28

میدانى؟ هررابطه اى از یک شناخت عمیق شروع نمیشود اما به یک شناخت عمیق میرسد که اگر دست آخر تناسبى در آن نباشد، طرفین کم مى آورند، نمیتوانند ادامه دهند... مهم است اگر حتى عاشق شده اى، خیالت راحت باشد که این عشق از شناختى آمده که هزار نفر دیگر هم بد او را به تو بگویند تو باز جلوى همه به او افتخار کنى.

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 18:28

آدم ها یکهو نمیروند، هیچ آدمی یکهو تصمیم به رفتن نمیگیرد، که قبل رفتن اتفاقات بسیاری می افتد که یکهو ناامیدش میکند، قصر آرزوها و آمال وامیدش را ویران شده می بیند و می نشیند به جمع کردن چمدان خاطراتش...خاطره روی خاطره میگذارد، درست مثل لباسی که با خودش دل دل میکند به سفر ببرد یا نه ، اما این بار تف

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 18:28

گاهی آدم ها به روی خودشان نمی آورند، گاهی آنقدر غمگین اند که نمیتوانند در چهره شان پنهان کنند، اما کسانی را در زندگی دارند که خطرشان آنقدر عزیز است که خودشان را شاد و خوشحال نشان می دهند، خودشان را بیخیال عالم نشان میدهند تا عزیزترین هایشان حالشان خوب بماند، تا کسی را نگران نکنند، تا کسی را ناراحت

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 18:28

مهم آن است که قبل از آن که با کسی رابطه ای داشته باشی، بدانی از زندگیت چه میخواهی، از سلامت روح و روانت مطمئن باشی، خودت را لایق محبت کردن و محبت دیدن بدانی و با نهایت احترام رفتار کردن را بلد باشی...مهم است که قبل از آن که کسی را درگیر زندگیت کنی، با خودت همه مسایل را حل کرده باشی، بدانی که میتوان

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 18:28

گاه باید آدم ها را رها کرد به حال خودشان، زیادی به پروپایشان نپیچید، احوالشان را نپرسید و در حقشان مهرو محبتی نکرد...آن وقت است که میگذاری کمی آزاد و رها به حال خودشان باشند، کلافه شان نمیکنی و اجازه میدهی اندکی دلتنگت شوند...گاه پرسه زدن زیاد در زندگی کسی جز دور شدنش از تو ره به جایی نمیبرد...بگذا

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 18:28

آدمی که دیگر از تنهایی نمی ترسد، آدم شجاعی نیست...فقط تنها مدتی طولانی آنقدر تنها مانده است و با تنهایی اش سر وکله زده است که دیگر میدانی چطور با خودش کنار بیاید...بگذار تا جور دیگری بگویم، خودش را کوچه کوچه بلد شده است، تنهایی هایش را صبوری کرده، کلافگی هایش را حوصله کرده و چون سالی که میداند هر ف

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 18:28

بیزارم از هر آن چیزى که بوى انتظار مى دهد، انتظار تنها در صورتى برایم شیرین است که ته داستان را بدانم، نه آن که معلق بمانم روى پلى که نمیدانم هر لحظه زیرپایم اگر خالى شود چه خواهد شد... سخت است به دلت حالى کنى گاهى که صبر تنها چاره کار است و همیشه آخر داستان خوب است حتى اگر اکنون بدترین است... سخت است انتظار و من این روزها از هرچه رنگ و بویى از انتظار دارد به شکل عجیبى بیزار شده ام..

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 18:28

بعضی آدم ها کاتالیزور زندگیت هستند، آمده اند تا محرکی شوند تا نسبت به زندگی واکنش نشان دهی، واکنشی که تا قبلش به ذهنت خطور نکرده بود، تغییرات مثبتی در زندگیت میشوند، با تو می مانند، رفاقت میکنی و از بودنشان نمیدانی باید حست چه باشد، فقط میدانی هستند که تو را در رقابت با زندگیت بیاندازند تا سهمت را

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1396 ساعت: 2:29

کلافگی های آدم گاه وزن پیدا میکند، وزنی که شانه ات را خم میکند زیر بار هر آن چه نامش را تنهایی میگذاری... ترس و هول و هراس زندگی گاه آنقدر تو را کلافه ات میکند که با خودت گمان میکنی که چطور میشود که تنهایی اینقدر عمیق باشد، اینقدر بزرگ که تو را به زانو در بیاورد... گاه تنهایی های آدمی نقشش میشود یک کلافگی بزرگ به عظمت کل زندگی که آمده فقط تو را غمگین کند...

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1396 ساعت: 2:29

دانستن مهربانی هنر است، هنری که همه آدم ها نمیدانند، هنری که آدم هایی که میدانند بی ادعاترین هایند، هیچ وقت با خودشان گمان نمیکنند که مهربانند بر خلاف چیزی که همه اطرافیان می گویند... اما آن که محبت دیگران را بفهمی، و اگر قدردانشان نیستی، لااقل لگدی از فرط نادانی حواله شان نکنی بحث دیگریست...میدانی

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1396 ساعت: 2:29

مثل الاکلنگ می ماند، الاکلنگی که اگر یک طرف آن سنگین تر شود و وزنی بیشتر پیدا کند هرچه تلاش کنی دست آخر هم نمیتوانی ، زورت نمیرسد که به تعادل برسانیش...روابط آدم ها را میگویم، روابطی که اگر کمی نوسان باشد زیباترین بازی میشود که دوطرف از آن لذت میبرد و از همسانی وزنشان استفاده مناسبی میکنند و اگر تن

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1396 ساعت: 2:29

من از نهایت شب حرف میزنم

من از نهایت تاریکی

و از نهایت شب حرف میزنم

اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار

و یک دریچه که از آن

به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم

فروغ فرخزاد

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1396 ساعت: 2:29

از آدم ھا بت نساز ، این خیانت بزرگی است ھم در حق خودت و ھم خودشان ؛ چون خدایی می شوند ک خدایی کردن را بلد نیستند و در آخرتو سراسر کافر می شوی و کفر خدایی را می گویی که خودساخته ای....

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1396 ساعت: 2:29

دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ

ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ

دانی که پس از عمر چه ماند باقی ؟

مهر است و محبت است و باقی همه هیچ

(مولوی)

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1396 ساعت: 2:29

مدت ها بود که نوشتن را کنار گذاشته بودم، از دنیاى رنگ و نقاشو فاصله گرفتم و عکاسى آماتورى با موبایل که دست و پاشکسته بود را رها کردم. این روزها بیشتر از هر زمانى احساس میکنم چه خوب است که باز فرصت میکنم بنویسم، بکشم و عکس بگیرم از هر سوژه اى که دلم میخواهد و این یعنى نهایت شادمانى براى دخترى که زند

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1396 ساعت: 2:29

کاش میشد هرگز هراسى به دل راه نداد، کاش همیشه آدمى میدانست آخر داستان آنقدر خوب است که با هرقدمى که به آن نزدیک میشوى مسیر خوشبختى ات روز به روز کامل تر میشود. آدمى نمیداند اما همیشه امیدار باقى مى ماند به تلاشى که براى زندگى اش میکند و نتیجه اى که میداند بالاخره میگیرد. واقعیت آن است که نمیدانم بگ

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1396 ساعت: 2:29

صفحه بندی